تبلیغات
وب نوشته های یك مهندس
 
22 بهمن 95 :: نویسنده : میلاد دهقان
" نیمسال دوم آغازی مهمتر"... 




نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


1 بهمن 95 :: نویسنده : میلاد دهقان




نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


23 دی 95 :: نویسنده : میلاد دهقان
همین جوری یهویی# شب امتحان# خر خونی# حسرت یه خواب زمستونی




نوع مطلب : روز نوشت، خاطرات من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


همه ی خوشحالیا رو که با هم یه جا نمیشه داشت داستان از اینجا شروع میشه که ما دو سال پیاپی شب یلداهامون دانشجویی سپری می شد و دوری از محیط خانواده یه جورایی حسش خوب نبود؛ امسال که شب چله پیچوندیم برگشتیم خونه خوش باشیم، دقت بفرمایید، خوش باشیم نمی دونم چطور شد زمستون سرماشو زد تو فرق سرمون و اُبهت خودشو نشون داد. از همون دقایق اول یکم دی حس بد سرماخوردگی بهم دست داد و یه هفته ای مهمونم بود، الآن بهترم و تو نقاهتش به سر می برم. فرجه که شروع شده و فرصتی تا امتحانات نمونده بازم دوران سخت امتحانات و استرس هاش... امیدوارم که این ترم نیز به خوبی تموم بشه. 




نوع مطلب : روز نوشت، خاطرات من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


28 آذر 95 :: نویسنده : میلاد دهقان
یه هفته بیشتر از کلاس های این ترم هم باقی نمونده و ما مونیدم این ترمُ چجور بپاسیم. سومین یلدای پیاپی نیز احتمالاً مجردی سپری خواهد شد. این پست صرفاً جهت آرشیو این ماه گذاشته شده و فاقد هر گونه ارزش و اعتبار دیگر می باشد. 




نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


16 آبان 95 :: نویسنده : میلاد دهقان
جوانی می خواست ازدواج کند به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند…
پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد. جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است!
پیرزن گفت: اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود!
جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد!
پیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا می دانید که عیب بزرگ زن ها پر حرفی است اما این دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفی نمی کند و سرت را به درد نمی آورد!
جوان گفت: خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیوب است!
پیرزن گفت: درست است ، این هم یکی از خوشبختی هاست که کسی مزاحم آسایش شما نمی شود و به او طمع نمی برد.
جوان گفت: شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی است!
پیرزن گفت: شما تجربه ندارید، نمی دانید که این صفت ، باعث می شود که خانمتان کمتر از خانه بیرون برود و علاوه بر سالم ماندن، هر روز هم از خیابان گردی ، خرج برایت نمی تراشد!
جوان گفت: این همه به کنار، ولی شنیده ام که عقل درستی هم ندارد!
پیرزن گفت: ای وای، شما مرد ها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی می خواستی عروس به این نازنینی، این یک عیب کوچک را هم نداشته باشد!!!

به نقل از یک ایمیل
پاپُستی:
گینس هم رکورد غیبت ما رو ثبت کرد. این موفقیت بزرگ رو به خودم تبریک می گم.




نوع مطلب : طنزهای دیگران، داستان های کوتاه، 
برچسب ها : داستان کوتاه،
لینک های مرتبط :


4 مهر 95 :: نویسنده : میلاد دهقان
تو یه چشم به هم زدن دو سالُ تموم کردیم و در آستانه ی سال سوم تحصیل قرار گرفتیم. باز هم مثل همیشه خاطرات این مدت رو می تونین اینجا بخونین و اگه اگه دوس داشتین انگشتاتونو کیبوردی کنین و کامنتی جهت شادی روح نویسنده وبلاگ بذارید.




نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


26 شهریور 95 :: نویسنده : میلاد دهقان
-تصور کنین تو تاریکی شب بیدار شید و اطرافتون 10-15 نفر این مدلی تو مسجد خوابیده باشه!
-تصور کنین تاریکی شب با یه لامپ کم نور تو غسالخانه حموم کنی!
-سادگی سفره و لذت بی پایان نهفته در آن!
-ترسوندن بچه ها از خرابه ی پشت مسجد تا وحشت یکی از بچه ها در حد گریه کردن و _____!
-از خوردن فراورده های لبنی تازه ی روستا!
-از کار کردن بچه ها تا 3 بامداد!
-زنده شدن خاطرات دوران کودکی با یه شاخه گچ!
-آشنایی و دوستی با بچه های خون گرم روستا و فوتبال های غروب هر روز
-بهزاد هم خیلی دوس داشتنی بود...
حکایت 10 شبانه روز ما در یکی از روستاهای محروم این مرز و بوم. با اینکه اولین تجربه ی سرگروه بودنم بود خداروشکر کارا به نحو احسن برنامه ریزی شد و در کل بعد تحویل کار همه راضی بودن.





نوع مطلب : خاطرات من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


7 شهریور 95 :: نویسنده : میلاد دهقان
از آخرین باری که پست گذاشتم یه ماه گذشت و من طولانی ترین غیبتم رو از بدو تولد وبلاگ به ثبت رسوندم. اول اینکه از 10 واحدی که واسه تابستون گرفتم 2 واحد "تکنولوژی و بازرسی جوش و کارگاه" بود که دو سه روز پیش امتحانش بود و ختم بخیر شدش. امروز و فردام سه امتحان مونده که حسابی رو اعصابه و من دارم دیونه میشم. روز دوشنبه هم اردوهای جهادی اعزام میشیم به مناطق محروم فکر می کنم خاطرات این یکی دو هفته هم فراموش نشدنی باشه.




نوع مطلب : روز نوشت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بنده این ترم که همون ترم تابستونه باشه و الآن خبرشو رسماً اعلام می کنم، مهمون کارگاه جوشکاری هستم. این واحدی که دارم یه چیز تو این مایه هاست. نمی دونی چه حالی میده وقتی اون ماسماسکُ میزنی به فلزی که میخوای جوش بزنی. یه ضدحال داره اونم اینه که بدنت حین کار خیس عرق میشه که من اصلاً با این قسمتش میونه خوبی ندارم.




نوع مطلب : خاطرات من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 21 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
وب نوشته های یك مهندس
وبلاگ اختصاصی میلاد دهقان
درباره وبلاگ

دانشجوی مهندسی عمران دوره کارشناسی پیوسته هستم. اینجا یادداشت های روزانه منو می خونید که اکثراً ربطی به رشته تحصیلی من نداره..لطف کنین و مرتبط با پست کامنت بذارین؛ اگه زحمت گذاشتن کامنت تبلیغاتی به خودتون بدین حذف میشه و اگه سوالی غیر مرتبط دارین و دوست دارید به جوابتون برسین به milad_d1994@yahoo.com بفرستین.دیر و زود داره ولی...

مدیر وبلاگ : میلاد دهقان
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :