تبلیغات
وب نوشته های یك مهندس - به کارگاه جوشکاری خوش آمدید
 
بنده این ترم که همون ترم تابستونه باشه و الآن خبرشو رسماً اعلام می کنم، مهمون کارگاه جوشکاری هستم. این واحدی که دارم یه چیز تو این مایه هاست. نمی دونی چه حالی میده وقتی اون ماسماسکُ میزنی به فلزی که میخوای جوش بزنی. یه ضدحال داره اونم اینه که بدنت حین کار خیس عرق میشه که من اصلاً با این قسمتش میونه خوبی ندارم.




نوع مطلب : خاطرات من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


27 مرداد 95 22:04
فكر خوب معمار و آفریننده است . دیل كارنگی
11 مرداد 95 12:01
گیله مرد میگفت:
ماهیت دارم های این دنیا اینه که خیلی زود به داشتم تبدیل میشه.

سلام.خدا قوت.
به من هم سر بزنید خوشحال میشم.
در پناه الله باشید.
روز بخیر
9 مرداد 95 01:14
راستی عمران با معماری چه فرقی داره ؟!
9 مرداد 95 01:13
یه زمانی تعریفم از مهندسی یه جای خنک جلو کولر ، پشت میز نشستن و نقشه کشیدن و دستور دادن بود . اما چند سال پیش نمی دونم کی بود برام خاطره تعریف کرد که خانوم هم بود دقیقا یادم نیست عمران خونده بود یا معماری . داستانی برام تعریف کرد که هم با نمک بود و هم جالب و طرز فکرم و تغییر داد . ( خدا رو شکر ) که شنیدنش حداقل برای خودم خالی از لطف نبود . جالبه :
یه روز برا نظارت رفته بودم به یه پروژه ی ساختمانی که دیدم یکی از کارگرا همین طوری واسه خودش داره جوشکاری میکنه . خط جوشش اصلا یه چیزی تو مایه های جاده چالوس بود ! اون روز هم به خاطر یه سری مشکلات اعصاب درست و حسابی نداشتم ! درسته که کارش و خوب انجام نداده بود ولی خیلی عصبانی شدم و سرش داد و بی داد کردم که شاید خیلی اغراق داشت ! طرف هم از این مردای مغرور بود ، دوست نداشت یه خانوم بهش دستور بده چی بکن و چی نکن ! با خودش فکر کرد الان همه دارن منو نگاه میکنن و غرورم جریحه دار شده و یه چیزی به این جوجه مهندس بگم ضایع شه ! برگشت گفت خانم به اصطلاح مهندس بفرما خودت بزن ببینم چه گُلی به سرمون میزنی . اصلا خودت بزن ما یاد بگیریم ! ما هم بالاخره غرور داشتیم و ... رفتم سینمو دادم جلو گفتم دستکشتو بده ... اون ماسماسک ( به قول شما ) هم زدم . شروع کردم به جوش زدن ! البته تعریف از خود نباشه ولی یه جوری جوش خورد که خط کش جلوش دُلا راست میشد . یادم نمیاد تو دوران کار اموزی همچین جوشی زده باشم / ولی حالا نمیدونم از لج این بود یا شانس خوبم ، خودمم تعجب کردم ! حالا دیگه کیلو کیلو قند تو دلم آب شدن بمااااااااااااا ند !
اون زمان که گفتن باید این کارو انجام بدین راستش گفتم چه کارا که به خاطر این مهندسی نکردیم ! این کارا در شان ما نیست و خلاصــــــه دلیلشو نمیدونستم اما اون روز فهمیدم .
و همیشه سعی میکنم جزییات هر کاری که انجام میدم رو بدونم ... هر چی که داره . چون کم اوردن جلوی یکی که حتی دیپلمم نداره و بخواد مسخره ات کنه خیلی دردناکه !
میلاد دهقان: دقیقاً همینطوره
8 مرداد 95 14:33
سلامی به شیرینی دلتون میشه خواهش کنم به سایت ما هم سر بزنید واقعا دمتون گرررررم مرسیییییییی از لطفتون
8 مرداد 95 13:57
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


وب نوشته های یك مهندس
وبلاگ اختصاصی میلاد دهقان
درباره وبلاگ

من یک مهندس عمران (B.Sc) هستم. اینجا یادداشت های روزانه منو می خونید که اکثراً ربطی به رشته تحصیلی من نداره..لطف کنین و مرتبط با پست کامنت بذارین؛ اگه زحمت گذاشتن کامنت تبلیغاتی به خودتون بدین حذف میشه و اگه سوالی غیر مرتبط دارین و دوست دارید به جوابتون برسین به milad_d1994@yahoo.com بفرستین.دیر و زود داره ولی...

مدیر وبلاگ : میلاد دهقان
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :